فقط 60 ثانیه
ما انسانها گاهی طوری برای فردا و فرداها برنامه ریزی می کنیم و کارها را به تعویق میاندازیم که گوئی مطمئن هستیم زنده خواهیم بود در حالیکه بندگان مومن خداوند چنان زندگی میکنند که گوئی هر لحظه مرگشان فرا خواهد رسید.. سلام آخر نماز را داد و مهرش را برداشت و در جیبش گذاشت. بغل دستی اش که انگار موجودی از یک عالم دیگر دیده بود، آرام در گوشش پرسید: « شیعه هستی؟» لبخند زد و خواست با سر تایید کند اما به یاد حرف پدر بزرگش افتاد که همیشه می گفت: « الان که به سرزمین دیگری مسافرت میکنی، باید با اخلاق و رفتارت نماینده خوبی برای شیعه باشی.» و همیشه این روایت از امام صادق را برایش میخواند که: « ای گروه شیعه! شما، مایه ی زینت و زیبایی ما باشید، نه این که باعث سرزنش ما خاندان شوید.»1 سرش را پایین انداخت و آرام گفت:« آرزو دارم شیعه شوم, یک شیعه واقعی !» 1- وسائل الشیعة 8: 535 ح 18 أعوذ بالله من نفسی منتظرم. خیلی جدی! فقط کافیه چند دقیقه دیر بیاد. اخمهام در هم میره. دیرم شد.... منتظرم. خسته ام. فقط کافیه دیر بیاد. کلی غر می زنم... منتظرم. کار دارم. فقط کافیه دیر بیاد. کلی بد و بیراه میگم... منتظرم. داره بارون میاد. فقط کافیه چند دقیقه دیر بیاد. فحش می کشم به راننده... منتظرم.... ... منتظرم. منتظر تاکسی و اتوبوس و مترو و... اگه دیر بیاد بقیه رو مقصر می دونم. نه خودمو! که اگه یک کم زود تر! فقط چند دقیقه زودتر و به موقع کارهام رو انجام بدهم، خیلی به موقع به اتوبوس و مترو و تاکسی و... می رسم. به همین سادگی... ... منتظرم. بقیه رو مقصر می دونم. نه خودمو! که چون هنوز نیومده و من خسته شدم از انتظار. که اگه فقط و فقط یک کم به خودم بیام و رفتار و اعمالمو درست کنم میاد. میاد و جهان رو پر از عدل و داد خواهد کرد.... ... منتظرم... خداوند در سوره "تین"(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانشمندان دینپژوه میگویند، احتمالاً علت آن است که انجیر، یکی از میوههای همه چیز تمام است و کلکسیونی از املاح و ویتامینها دارد؛لذا مورد توجه خاص قرآن قرار گرفته است. بحث در مورد مهر و عطوفت امام نسبت به مردم بود . . عزیزی گفت: در محبت امام حسین(ع) و اصرار و تلاش ایشان بر هدایت مردم همین بس که علی اصغر خودرا روی دست گرفت درحالیکه امام به شهادت کودکش علم داشت... اما اورا روی دست نگرفت تا با شهادت او دشمن به نهایت شقاوت برسد او اینکار را کرد تا در لحظات آخر باز هم اگر روزنه ای رو به فطرتشان مانده هدایت شوند بلکه دلشان برای این شیر خواره بسوزد و بر گردند . . . او میخواست تا به اوج شقاوت نرسند . . . یا حسین(ع) عجب :بزرگ دانستن نعمت و تکیه بر آن و فراموش کردن نسبت نعمت با نعمت دهنده از امام صادق علیه السلام است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: ( اخلاق شبر، ص278) بسم الله الرحمن الرحیم اگر کسی بگوید فهرست و مجموعه تمام ارزش های تاریخ بشری از یک طرف و فهرست ضد ارزش های بشری در طرف دیگر، در آن روز، در آن مدت معین بروز کرده است، جای تردید نیست. تنها زمان کم است و انسان خیال می کند که حادثه، حادثه یک روز و دو روز است. کمی زمان را نگاه نکنید، لحظات، گاهی بوی ابدیت می دهد. علامه جعفری رحمةالله علیه أعوذبالله من نفسی بسم الله الرحمن الرحیم محرم است.مثل همیشه وضویی تازه میکنه و به هیئت عزاداری اباعبدالله الحسین میره. ازگوشه و کنار پیام میرسه نرو! بارداری بهت فشار میاد... میره.دخترک کوچکش باید عشق حسینی بیاموزد. با طفل در شکمش می گوید: اصلا سال آینده لباس سقایی برتنت میکنم و به همایش شیرخواره ها میبرمت... آنجاکه مادران طفلان کوچکشان را روی دستهایشان بلند میکنند تا فدای حضرت علی اصغر کنند... یکسال بعد... محرمی دوباره... آغوشش را خالی خالی مثل رباب گرفته. مثل رباب برای طفلش لالایی میخواند... رباب قربانی اش را روز عاشورا داد اما سه ماهه ی او عید قربان رفت تا در محرم مادرش درد رباب را بهتر بفهمد. رباب لالایی میخواند.همانی که همیشه برای علی اصغرش میخواند. و او زیارت عاشورا میخواند.همان لالایی که همیشه برای طفلش میخواند... رباب چه دلی داشتی.... چه طاقتی ..... گفت: «احمد، برات یه دختر پیدا کردم.» رفتند خانهشان حرف زدند. شهید که شد، متن وصیت نامهاش را براى همه فرستادند تا همه در مراسم عروسى شرکت کنند.

هلال بن مسلم جحدری میگوید: از جدم شنیدم که گفت: علی بن ابیطالب علیه السلام را هنگام شام موقعی که مالی نزد او آورده بودند مشاهده کردم،
فرمودند: این مال را تقسیم کنید!
عرض کردند: حالا که شب است یا امیر المومنین! اجازه بفرمائید فردا این کار را بکنیم.
فرمودند:شما تعهد میکنید که تا فردا زنده باشم؟
عرض کردند: آن در اختیار ما نیست.
فرمودند: بنابر این به تاخیر نیندازید و تقسیم کنید.
پس شمعی اوردند و آن مال را همان شب در روشنائی شمع تقسیم کردند!


اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از اینجا شروع شد که یک گروه پژوهشی ژاپنی، در بین مواد خوراکی به دنبال
منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، در مغز انسان و حیوانات تولید میشود. این پروتئین، کاهش دهنده کلسترول خون و مسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از 60سالگی تعطیل میشود.
ژاپنیها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تأمین آن، باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد.
بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامهای به این تیم تحقیقاتی مینویسد و اعلام میکند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون در کنار هم قسم
خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون نیز هفت بار در قرآن آمده است.
امام کاظم علیه السلام میفرمایند: عجب درجاتی دارد بعضی از آن درجات این است
که کارهای زشت انسان در نظرش زیبا جلوه کند و او آنها را نیکو ببیند، درجه دیگرش
آن است که انسان به خدا ایمان آورد و به خاطر ایمانش بر خدا منت گذارد در حالی که
خدا بر او منت دارد.
ادلال : اگر اضافه بر عجب این حالت در انسان پیدا شود که خود را نزد خدا محق بداند
و فکر کندنزد خدا منزلتی دارد به طوری که در دنیا از عملش توقع کرامت داشته باشد و
بیش از آنکه فاسقان را مستحق نا ملایمات میداند خود را مستحق بداند که به هیچ
ناخوشایندی گرفتار نشود،این حالت ادلال نامیده میشود.
(اخلاق شبر، ص275)

حضرت موسی علیه السلام نشسته بودند که ابلیس با شنلی رنگارنگ نزد ایشان آمد.
و وقتی نزدیک حضرت موسی علیه السلام رسید شنل را بر داشت و سلام کرد.
موسی علیه السلام فرمودند: کیستی؟
عرض کرد: ابلیس
فرمودند: خدا تو را به کسی نزدیک نکند.
عرض کرد: به خاطر منزلتی که نزد خدا داری برای عرض سلام آمدم.
سئوال کردند: این شنل چیست؟
عرض کرد: بوسیله آن قلوب مردم را می ربایم.
فرمودند: چه گناهی است که اگر انسان آنرا انجام دهد تو بر او مسلط میشوی؟
عرض کرد: هنگامی که دچار عجب و خود پسندی شود و عباداتش در نظرش زیاد جلوه کند و گناهانش در نظرش کوچک شود.
قرار گذاشتند جمعهى بعد آنها بیایند اصفهان خطبهى عقد را بخوانند. همه منتظر بودند. احمد گفت: «نمیآیند. یعنی من گفتم نیایند.»
تعجب کردیم؛ پرسیدیم: چرا؟
گفت: «تماس گرفتند شرط عقد رو گذاشتند نرفتن من به جبهه!»
بسم رب الشهداء و الصالحین
وصیت نامه و یا بهتر بگویم؛ کارت عروسی
عزیزان! در خانهى خیلیها برای پیدا کردن همسر آیندهتان رفتهاید، اما خود آن خانه را پیدا کردم. ابدى، نورانى، داراى صاحبى بخشنده و مهربان. مهریهاش البته پرارزش است، اما در برابر او ارزشی ندارد. عروس من شهادت است.
مراسم باشکوهى بود.
روح شهید احمد محمدی متعالى
| اللهم صلّ على محمد و آل محمد و عجّل فرجهم |